تحلیلی بر مهندسیِ جنون و آدرنالین در شاهکارِ «بر فراز راز»
قبل از هر چیز باید بدانید که شما در کتاب بر فراز راز با یک رمان معمولی طرف نیستید؛ شما با پدیدهای نوظهور به نام «رمان-فیلمنامه» روبهرو هستید. سبکی نفسگیر و مبتکرانه که در آن، ادبیات با سینما ادغام شده است. در «کتاب بر فراز راز»، خبری از توصیفات خستهکننده و طولانی نیست؛ اینجا کلمات مثل فریمهای یک فیلم اکشنِ پرهزینه، جلوی چشمانتان رژه میروند و مغزتان را به پردهی سینمایی تبدیل میکنند که پروژکتورش با آدرنالین کار میکند.
اما بگذارید بیپرده و صریح باشیم:
اگر تصور میکنید با دیدن سری فیلمهای «جان ویک»، «مأموریت غیرممکن» یا خواندن رمانهای «جک ریچر»، انتهای خطِ اکشن را دیدهاید، سخت در اشتباهید؛ در واقع شما فقط «نسخهی دمو» و پیشبازی را دیدهاید! کتاب بر فراز راز آمده تا تمام آن تصورات را به چالش بکشد و استانداردهای هیجان را در سطح جهانی جابهجا کند.
وقتی واژهها شلیک میکنند؛ چرا اکشنهای کتاب رمان_فیلمنامه «بر فراز راز» در تاریخ ادبیات و سینما بیسابقهاند؟
تحلیلی بر مهندسیِ جنون و آدرنالین در شاهکارِ «بر فراز راز»
قبل از هر چیز باید بدانید که شما در کتاب بر فراز راز با یک رمان معمولی طرف نیستید؛ شما با پدیدهای نوظهور به نام «رمان-فیلمنامه» روبهرو هستید. سبکی نفسگیر و مبتکرانه که در آن، ادبیات با سینما ادغام شده است. در «کتاب بر فراز راز»، خبری از توصیفات خستهکننده و طولانی نیست؛ اینجا کلمات مثل فریمهای یک فیلم اکشنِ پرهزینه، جلوی چشمانتان رژه میروند و مغزتان را به پردهی سینمایی تبدیل میکنند که پروژکتورش با آدرنالین کار میکند.
اما بگذارید بیپرده و صریح باشیم:
اگر تصور میکنید با دیدن سری فیلمهای «جان ویک»، «مأموریت غیرممکن» یا خواندن رمانهای «جک ریچر»، انتهای خطِ اکشن را دیدهاید، سخت در اشتباهید؛ در واقع شما فقط «نسخهی دمو» و پیشبازی را دیدهاید! کتاب بر فراز راز آمده تا تمام آن تصورات را به چالش بکشد و استانداردهای هیجان را در سطح جهانی جابهجا کند.
این اثر، صرفاً یک داستانِ پرکشش نیست؛ بلکه یک «کلاسِ فوقتخصصیِ کوریوگرافیِ نبرد» و یک «مانفیستِ خشونتِ خلاقانه» است. محمدداود نصیریالحسینی در این شاهکار، کلیشههای نخنما و تکراری سینمای هالیوود (مثل تیراندازیهای بیهدف و تعقیبوگریزهای قابل پیشبینی) را به زبالهدان تاریخ فرستاده و به جای آن، اکشنهایی را «مهندسی» کرده که دارای «امضای انحصاری» خودش هستند.
صحنههایی که در این کتاب میخوانید، یک کپیبرداری نیستند؛ بلکه اختراعاتی مرگبارند که با قاطعیت و جسارتِ تمام میتوان گفت: مشابه آنها در هیچ فیلمِ پرفروشِ هالیوودی، هیچ سریالِ نتفلیکس و هیچ رمانِ تریلرِ دیگری در تاریخ، وجود خارجی نداشته است. اینجا جایی است که تخیل، مرزهای فیزیک و جنون را در هم میشکند. در ادامه به کالبدشکافی این صحنههای بینظیر میپردازیم:

۱. «سپرِ بوقلمونی» و سمفونیِ قُلقُل؛ دیوانهوارترین سکانسِ تاریخِ اکشن
شاید عجیبترین، نوآورانهترین و البته «پُر سر و صداترین» صحنهی اکشن در کل تاریخ ادبیات تریلر، متعلق به شخصیت «ویلیام» در آن سولهی لعنتی است. در تمام فیلمهای هالیوودی، قهرمانان پشت دیوارهای بتنی یا ماشینهای ضدگلوله سنگر میگیرند. اما شخصیت ویلیام در کتاب بر فراز راز قوانین جنگ را بازنویسی میکند:
او دو بوقلمونِ غولپیکر و زنده را به پاهای خود میبندد! (بله، درست خواندید، زرهِ زنده!) سینیِ فلزی و بزرگِ دانخوری را مثلِ «سپرِ گلادیاتورها» جلوی صورتش میگیرد. و در حالی که بوقلمونها بالبال میزنند و طوفانی از گرد و خاک و پَر به راه میاندازند، به دلِ آتش دشمن میزند.
اما شاهکارِ واقعی این صحنه، «صداگذاری» آن است: نویسنده میدان جنگ را به یک «ارکسترِ جنون» تبدیل کرده است. هر بار که گلولهای شلیک میشود («بنگ!»)، بلافاصله صدای کرکنندهی هزاران بوقلمونِ وحشتزده «قُلقُلقِققُلقُل!» سوله را میلرزاند. ویلیام عمداً شلیک میکند تا بوقلمونها فریاد بکشند! این یک تیراندازی معمولی نیست؛ یک «کنسرتِ مرگ» است که ریتمِ آن با ماشهی اسلحه و حنجرهی بوقلمونها تنظیم میشود. دشمن در میانِ این حجم از صدا، پَر، خاک و گلوله، کاملاً گیج و فلج میشود.
چرا این صحنه در جهان بیرقیب است؟
چون ترکیبی از کمدی سیاه، تاکتیک نظامی و دیوانگی محض است. خواننده هنگام خواندن این بخش، نمیداند باید از خنده رودهبر شود یا از نبوغِ ترسناکِ ویلیام وحشت کند. این صحنه ثابت میکند اکشن میتواند همزمان «خندهدار»، «گوشخراش» و «مرگبار» باشد.
تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.
۲. باشگاه بدنسازی؛ وقتی «دمبل» تبدیل به سلاح کشتار میشود
شخصیت پیتر در فصل حمله به باشگاهِ گالدر، تعریفی جدید از مبارزهی تنبهتن (CQC) ارائه میدهد. در فیلمها معمولاً در باشگاهها با وزنه به سر کسی میکوبند، اما پیتر فراتر میرود:
*او از میلهی هالتر مثل یک «نیزه» استفاده میکند تا دشمن را به زمین میخکوب کند. *او از زنجیرهای سنگینِ وزنهبرداری برای خفه کردن استفاده میکند.
*و در خشنترین صحنه، یک دمبل را به زور وارد دهانِ دشمن میکند و سپس به فک او ضربه میزند!
چرا این صحنه خاص است؟
چون نویسنده از محیط به شکلی خلاقانه استفاده کرده است. پیتر اسلحه دارد، اما ترجیح میدهد با ابزار موجود در صحنه بجنگد تا رعب و وحشت ایجاد کند. صحنهی نهایی که او جمجمهی گالدر را با یک «پلیت ۲۵ کیلویی» خرد میکند، اوجِ خشونتِ واقعگرایانه است.
تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.
۳. قیامتِ پهپادی؛ سمفونیِ کشتار در ۷۰ ثانیه
سینمای اکشن هنوز در عصر حجر گیر کرده است؛ جایی که قهرمانان با مشت و لگد و هفتتیر میجنگند. اما «بر فراز راز» شما را مستقیم به ترسناکترین جنگِ قرن ۲۲ پرتاب میکند. صحنهی رویارویی با ارتش «دنی کلارک» یک نبرد نیست؛ یک سلاخیِ دیجیتال است. تصور کنید: یک ارتش ۱۵۰ نفرهی تا دندان مسلح، جاده را بستهاند و فکر میکنند شکستناپذیرند. ناگهان، صدای «ویییییییز» ممتد و عصبخردکنی فضا را پر میکند. آسمان سیاه میشود. نه توسط پرندگان، بلکه توسط پهبادهای انتحاری FPV نویسنده صحنهای را خلق کرده که نفس را در سینه حبس میکند:
*پهپادها مثل «عزرائیلهای پرنده» و با سرعتی مافوق تصور، تکتک اهداف را شکار میکنند.
*هیچ راه فراری نیست. پهپادها به داخل ماشینهای در حال فرار شیرجه میزنند و آنها را به گلولههای آتشین تبدیل میکنند.
*کلارک ۱۵۰ سرباز زبده دارد، اما تیم آلبرت بدون اینکه حتی دیده شوند، در کمتر از ۷۰ ثانیه دوزخی، تمام آن ارتش را «تبخیر» میکند.
چرا این صحنه در تاریخ ادبیات بیرقیب است؟
این سکانس، پایانِ دورانِ «لاتیگری» و «تعدادِ نفرات» را فریاد میزند. این صحنه به خواننده سیلی میزند و میگوید: «به عصرِ هوش مصنوعی خوش آمدید؛ جایی که اگر صدایِ ویز شنیدید، یعنی مُردهاید.» توصیف دقیقِ نویسنده از این تکنولوژیِ مرگبار، آنقدر واقعی و رعبآور است که باعث میشود دیگر هرگز به پهپادهای معمولیِ اسباببازی، به چشمِ قبل نگاه نکنید.
تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.
۴. «چرخوفلک دوزخی»؛ هولناکترین سکانس افتتاحیه در تاریخ ادبیات
فراموش کنید که کتابها معمولاً آرام شروع میشوند.
«بر فراز راز» با یک سیلی محکم به صورت مخاطب آغاز نمیشود؛ با یک «انفجار روانی» آغاز میگردد.
صحنه انتقام «سوفیا» در شهربازی متروکه، استانداردهای وحشت و اکشن را جابهجا کرده است. نویسنده در اینجا یک وسیله بازی کودکانه را به «سانتریفیوژ مرگ» تبدیل کرده است.
تصور کنید: دوقلوهای خیانتکار نه با طناب معمولی، بلکه با «گرههای مرگبار» به صندلیهای معلق چرخوفلک میخکوب شدهاند. سوفیا با خونسردی یک جلاد حرفهای، آنها را با گالنی از روغن صنعتی غسل تعمید میدهد و سپس… جرقه!
اما شاهکار این صحنه، لحظه روشن شدن موتور است. وقتی چرخوفلک غولپیکر شروع به چرخش میکند، ما شاهد یک اعدام معمولی نیستیم؛ ما نظارهگر «رقص شهابسنگهای زنده» هستیم. قربانیان شعلهور، با سرعت در آسمان سیاه شب میچرخند و دایرههایی از آتش و نور رسم میکنند.
نویسنده لحظهای را توصیف میکند که نیروی گریز از مرکز، شعلهها را شلاقوار به عقب میکشد و طنابهای سوخته، در اوج ارتفاع تسلیم میشوند. سقوط نهایی آنها شبیه به افتادن دو بمب ناپالم انسانی از آسمان است که با صدای مهیب برخورد با زمین، سکوت شب را میدرند.
چرا این صحنه در جهان بیرقیب است؟
این سکانس، فراتر از فیلمهای اره و مقصد نهایی است. آن فیلمها فقط به خشونت تکیه دارند، اما این صحنه «شعر خشونت» است. ترکیب زیبایی بصری (حلقههای آتش در شب) با وحشت عمیق (زندهسوزی در حال چرخش)، تصویری میسازد که تا آخر عمر در کابوسهایتان تکرار خواهد شد. این یک «اکشن» نیست؛ یک «اینستالیشن هنری مرگبار» است.
تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.

۵. چوپان و سگهای گرگکش؛ بازگشت به طبیعت
در میانهی تمام این تکنولوژیها، نویسنده ناگهان یک اکشنِ بدوی و غافلگیرکننده را رو میکند. جایی که رانندهی توماس با غرور اسلحه میکشد، اما توسط چهار سگِ غولپیکرِ گله که سینهبندهای میخدار دارند، تکهپاره میشود. تضاد بین «اسلحهی گرم» و «دندانهای سگ»، و خونسردیِ پیرمرد چوپان که فقط با یک سوت کار را تمام میکند، تعادل بینظیری در ریتم اکشن ایجاد کرده است.
تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.
۶. بمباران با «مولکول روح»؛ فتحِ قلعه بدون شلیکِ گلوله
اگر فکر میکنید عجیبترین سلاحها را در فیلمهای علمی–تخیلی دیدهاید، صبر کنید تا به فصل حمله به عمارت «دنی کلارک» برسید. در تمام داستانهای اکشن، حمله به قلعه دشمن مساوی است با انفجار، آرپیجی و تلی از جنازه. اما آلبرت اندرسون برای نفوذ به عمارتی که ۶۰۰ محافظ تا دندان مسلح دارد، حتی یک گلوله جنگی شلیک نمیکند!
استراتژی او چیست؟ شلیک خمپارههای حاوی دود دیمتیلتریپتامین (DMT)
نویسنده صحنهای را خلق میکند که شبیه به تابلوهای سوررئال است: خمپارهها فرود میآیند اما منفجر نمیشوند؛ فقط «پوف» میکنند و دودی سفید پخش میکنند. ناگهان ارتشی که آماده جنگ بود، اسلحه را زمین میگذارد. یکی با اژدهای خیالی میجنگد، یکی به خورشید خیره میشود و دیگری فکر میکند مرده است. توصیف لحظهای که محافظان خشن، در میانه میدان جنگ، دچار «سفر عرفانی» و توهمات سنگین میشوند، شاهکار است.
چرا این صحنه در تاریخ بیهمتاست؟
چون نویسنده مفهوم «جنگ شیمیایی» را تغییر داده است. او به جای گاز خردل یا اعصاب (که میکشد)، از قویترین ماده روانگردان جهان استفاده میکند تا دشمن را «مسخ» کند. این «فتح بدون خونریزی»، هوشمندانهترین و در عین حال ترسناکترین روش برای خلع سلاح یک ارتش است که تاکنون در یک رمان نوشته شده است.
تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.
۷. شلیکِ انسانی با «توپ زوربینگ»؛ فرار به سبکِ موشکهای بالستیک
فرار کردن با هلیکوپتر یا خودرو را فراموش کنید؛ اینها برای فیلمهای معمولی است. در «بر فراز راز»، شخصیت منفی داستان (توماس) برای انتقال گروگانهایش (آلبرت و پیتر) از روشی استفاده میکند که هوش از سر خواننده میپراند. او از یک دستگاه پرتابگرِ هیدرولیکی-پنوماتیکی غولپیکر در انبار ضایعات استفاده میکند تا انسانها را که داخل توپهای زوربینگ شفاف حبس شدهاند، مثل گلوله توپ به آسمان شلیک کند!
تصور کنید: انسانهایی که در حبابهای پلاستیکی معلقاند، با فشار وحشتناک هوا، یک قوس ۳۰۰ متری را در آسمان طی میکنند و در وسط دریا فرود میآیند تا قایقها آنها را شکار کنند. نویسنده لحظهی شلیک، فشار جی و فرود در آب را چنان دقیق توصیف کرده که خواننده احساس میکند خودش در آن کره پلاستیکی در حال پرواز است.
چرا این صحنه شاهکار است؟
چون یک وسیلهی تفریحی (توپ زوربینگ) را با یک دستگاه صنعتی (پرتابگر) ترکیب کرده و یک متدِ حملونقلِ تاکتیکی جدید اختراع کرده است. این صحنه، اوجِ خلاقیتِ مهندسی در یک داستان اکشن است.
تمامی حقوق مادی، معنوی و مالکیت فکری اثر «بر فراز راز» متعلق به پدیدآورنده بوده و تحت حمایت کامل قوانین حق مؤلف قرار دارد. هرگونه تکثیر، بازنشر، اقتباس، بهرهبرداری تجاری، تولید اثر مشتقشده یا استفاده از ایدهها و محتوای این اثر، بدون اخذ مجوز رسمی و خرید حق اقتباس، ممنوع بوده و پیگرد قانونی بههمراه مطالبه خسارات و غرامت سنگین را در پی خواهد داشت.
نتیجهگیری نهایی:
کتاب «بر فراز راز» ثابت میکند که محمدداود نصیریالحسینی نهتنها یک نویسنده، بلکه یک «طراح جنگ»، یک «فیلسوف انتقام در زمینه رمان و فیلمنامه» است. او صحنههایی خلق کرده که در آنها:
*فیزیک رعایت میشود (پرتاب توپهای زوربینگ).
*خلاقیت موج میزند (سپر بوقلمونی و نبرد با دمبل).
*استراتژی حرف اول را میزند (حمله با گاز روانگردانDMT)
*مجازات معنایی تازه مییابد (تزریق ابدی DMT به دنی کلارک).
این کتاب، با ترکیب شیمی، تکنولوژی و خشونت محیطی، استانداردی جدید برای ژانر اکشن تعریف کرده که تا سالها کسی به گرد پای آن نخواهد رسید.
هشدار
بدینوسیله اعلام میگردد که کلیهی طراحیهای صحنه، کوریوگرافیهای نبرد، استراتژیهای جنگی، تکنیکهای خلاقانهی اکشن و شیوههای نوین مجازات تشریحشده در این مقاله و متن کتاب بر فراز راز، شامل و نه محدود به: استفاده از سپر بوقلمونی، نبرد با ابزار بدنسازی، استراتژیهای خاص پهپادی، حمله شیمیایی با DMT ، استفاده از پرتابگر هیدرولیک و توپ زوربینگ برای انتقال انسان، و ایدهی کاشت کپسول زیرپوستی برای تزریق دائم مواد دی متیل تریپتامین جهت مجازات ابدی، جزو داراییهای فکری انحصاری مولف اثر بر فراز راز میباشد.
بیانیه رسمی مندرج در کتاب پیرامون حقوق اقتباس:
تمامی حقوق مادی و معنوی کتاب بر فراز راز محفوظ است. حق اقتباس از این کتاب جهت تولید هرگونه اثر نمایشی (شامل فیلم سینمایی، سریال تلویزیونی، پلتفرمهای اینترنتی، تئاتر و بازی ویدئویی) در تمامی کشورهای جهان، انحصاراً در اختیار نویسنده قرار دارد. هرگونه اقتباس یا استفاده از طرح داستانی، شخصیتها و دیالوگها، منوط به اخذ مجوز کتبی و خرید کامل حقوق اقتباس از صاحب اثر میباشد. هرگونه تولید بدون عقد قرارداد مالی و خرید حقوق، نقض قوانین کپیرایت بینالمللی بوده و موجب پیگرد قانونی و پرداخت غرامت سنگین خواهد شد.
Email: emailketab@gmail.com
WhatsApp: +۹۸ ۹۱۳ ۶۰۷ ۶۷۲۳
Telegram: @Bookislsc
تاریخ نشر کتاب بر فراز راز ۲۶ دی ۱۴۰۴ هجری شمسی می باشد.
برای خرید و ارسال پستی کتاب بر فراز راز، اینجا کلیک کنید

- فوق آموز